مهرسامهرسا، تا این لحظه: 13 سال و 11 ماه و 6 روز سن داره

عزیز دردونه مامان و بابا ...

خرداد ماه92

1393/4/30 17:01
نویسنده : مامان مهرسا
271 بازدید
اشتراک گذاری

اوایل خرداد ماه بود که رفتیم کاشان واسه دیدن مامان بزرگ بابا جون اخه از مکه اومده بود اون شب تو خیلی بی قراری میکردی نمیدونم دلت درد گرفته بود یا به خاطر شلوغ بودن اونجا بود اخه اصلا از شلوغی زیاد خوشت نمیومد اون شب خونه مامان بزرگ خوابیدیم وفردای اون روز بعد از صرف صبحانه حرکت کردیم به طرف شمال.وقتی از راه رسیدیم واسه تو یه چیزی انداختم رو زمین و اونجا خوابوندمت و شروع کردیم به تمیز کاری اخه تازه کارای ساخت ویلامون تموم شده بود بعد از تمیز کاری رفتیم خونه دوست بابا جون و شب برگشتیم خونه و چند روز اونجا خوش گذروندیم

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)